خاطره سیدمحمدعلی مبارکه ای

  • ۱۲۴۹
خاطره سیدمحمدعلی مبارکه ای

محمدعلی مبارکه ای 
تولد: ۱۲۷۷ش. 
وفات: ۱۳۲۴ش. 

گزیده دانشوران و رجال اصفهان و زندگی نامه خودنوشت مؤلف
موسسه کتاب شناسی شیعه
، چاپ اول، تهران، ۱۳۹۲ش.
شرح پدیدآور: تالیف محمدعلی مبارکه ای؛ به کوشش رحیم قاسمی
سرشناسه: مبارکه‌ ای‌ اصفهانی‌، محمد علی‌، ۱۲۷۸- ۱۳۲۵
به کوشش: رحیم قاسمی
رده دیویی: ۹۵۵/۹۳
قطع: وزیرى
نوع جلد: سخت
شابک: ۹۷۸-۰۰۷-۰۰۳-۱۰-۷
فروست: موسسه کتابشناسی شیعه؛ ۲۹

به نقل ازکتاب:

سیدمحمدعلی مبارکه ای در بخش شرح حال خود نوشت:اما در سفر حج او در سال ۱۳۴۷ ق است، یعنی دو سال بعد از صاحب فصول، دیداری در مسیر مکه و مدینه با ابن سعود دارد. این ابن سعود، عنوانی است که ایرانی ها و حتی در اسناد رسمی برای ملک عبدالعزیز بکار می رود. مردی که بنیانگذار دولت سعودی است و جالب است که از سن جوانی یعنی شانزده سالگی کارش را شروع کرد و البته مثل شاه اسماعیل (بلاتشبیه در امر مذهب) ما دور و برش رجال نجدی و مردان زیادی بودند که بیش از یک قرن بود در سودای خلافت و سلطنت در این ناحیه بودند.
داستان دیدارش با عبدالعزیز ـ که آن زمانها چهره مردمی تری داشت و در پی آن بود تا با جذب حجاج بیشتر موقعیت خود را در جهان اسلام پس از بحرانی که پدید آمده بود، بهتر کند و در ضمن درآمدی داشته باشد ـ خواندنی است. شرح آن چنین است:

صبح آن، تصادف [برخورد] کردیم با ابن سعود ملک حجاز که از پایتخت خود الریاض به مدینه منوره مشرف شده بود و از مدینه محرم شده و عازم مکه معظمه بود.
وقتی محاذی ایستگاه اتومبیل های حاج در این بیابان رسیدند، توقف نمود و از حال مسافرین بازپرس نمود. و از بیشتری وضعیت سلوک مردم خطه راه مدینه با زوار بیت الله استفسار کرد و از افراد مختلفه هر کشوری شخصا بازرسی می کرد.
مقابل من آمد آمد، فرمود: مِن أین؟ از کجا آمده اید؟
نویسنده در جواب معروض داشت: قال النبی (ص): لو کان الایمان معلقا بالثریا لتناله رجال من اهل فارس.
نهایت از این جواب تحسین کرد.
سپس فرمود: من ای بلادها؟ از کدام شهرهای ایران؟
در جواب گفتم: جنّه الدنیا اصفهان.
دو مرتبه تحسین فرمود.
یکی از همراهان ملک گفت: ایرانی متعصب!
باز نویسنده معروض داشت: ایرانی ای الایمانی. قال رسول الله (ص) حب الوطن من الایمان.
از این جواب ابن سعود تبسم نمود.
سپس فرمود: کیف وجدتم الامر فی ملکنا؟ کشور حجاز را چگونه یافتید؟
باز نویسنده معروض داشت: «من دخله کان آمنا».
دو مرتبه به تکرار فرمود: احسنت احسنت
باز فرمود: کیف الامنیّه فی الطرق؟
نویسنده معروض داشت: صراط الموحدین مأمون من شر کل ذی شرّ، و بشری لأهل الاسلام من هذه الخلافه النبویه‌و العداله العمریه، و المعارف العلویه و هذه موهبه من الله.
ملک نزدیک تر آمد و دست بر شانه من نهاد و روی بر اطرافیان نمود و فرمود: و لقد أحسن و اجاد فی الکلام.
باز نویسنده معروض داشت: شید الله ارکان العداله السعودیه و متع الله المسلمین بطول بقائه.
الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله.
پس از این دعا به من نوازش و انعام فرمود و به شوفرهای همراه ما امر به توصیه و مدارا و حترام فرمود و به یک نفر از شرطه ها بفرمود که در مدینه پاس احترام محفوظ ماند. سپس حرکت نمود و بعد از چند دقیقه ما نیز حرکت کردیم. از جماعت ایرانی که چند نفر خراسانی و چند نفر اصفهانی با ما در این منزل بودند و قضیه را مشاهده نمودند بعضی نهایت خوشوقت، ولی بعض نهایت مکدر بودند.

 

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی